رشيد الدين فضل الله همدانى

پيشگفتار 10

جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى )

موجود نبوده ؛ و از پادشاهان متقدّم كسى تفحّص و تتبّع آن ننموده ، در اين ايّام كه به حمد اللّه و منّه اطراف و اكناف ربع مسكون در تحت فرمان اوروغ چينگگيز خان است ، و حكما و منجّمان و ارباب دانش و اصحاب تواريخ اهل اديان و ملل ، از اهالى ختاى و ماچين و هند و كشمير و تبت و اويغور و ديگر اقوام اتراك و اعراب و افرنج در بندگى حضرت آسمان شكوه گروه‌گروه مجتمع‌اند ، و هريك را از تواريخ و حكايات و معتقدات طايفهء خويش نسخه‌اى هست ، و بر بعضى از آن واقف و مطّلع ، راى جهان‌آراى چنان اقتضا كرد كه از مفصّل آن تواريخ و حكايات مجملى كه از روى معنى مكمّل باشد به نام همايون ما بپردازند . . . تا مجموع آن كتابى عديم المثل باشد جامع جميع انواع تواريخ . . . تا موجب دوام نام و ناموس گردد . » [ جامع التّواريخ ، صص 8 - 9 ] گفتنى است دانشمند مأسوف عليه كارل يان در مقدّمهء تاريخ بنى اسرائيل بتصريح اشاره مىكند كه نگارش تاريخ عالم نيز به خواست غازان خان آغاز شده بوده است . رشيد الدّين فضل اللّه در مقدّمهء تاريخ مغول مىافزايد : « به موجب فرموده از جمله فضلا و معتبران طوايف مذكوره تفحّص و استخبار نموده ، و از مضامين كتب متقدّمان التقاط كرده ، مجلّدى ديگر در باب تواريخ عموم اقاليم در قلم آمد . . . و مجموع كتاب به جامع التّواريخ مسمّى گشت . » [ جامع التّواريخ ، ص 9 ] شيوهء تاريخنگارى رشيد الدّين فضل اللّه هم امروز نيز از مايه‌هاى برترى وى بر ديگر مورّخان روزگار است ، زيرا وى هوشمندانه روشى علمى برمىگزيند و مىنويسد : « مقصود از اين كلمات آنكه چون اين ضعيف به تأليف اين كتاب